خرید بک لینک

"جهل مقدس" یکی از هولناک ترین انواع نادانی است ؛ حالتی که اهریمن نادانی با لباس تقوا و دیانت بر مُلک عقل و دل چیره می شود ؛ سپس انسان به یقینی کاذب می رسد و بیم آن دارد که حتی لحظه ای به نادرست بودن عقیده اش شک کند. این نوع از جهل موجب می شود که هر کس ، طرف مقابلش را مرتد ، منحرف و حتی کافر بنامد و به تبع آن ، هرگونه تهمت ، بهتان و دشنامی را مقبول و ماجور بداند.
به عنوان معلم ، سایه ی این ابر بلا را بر سر بسیاری از دانش آموزانم دیده ام. ریشه اش هم آشکار است ؛ سرمشق این خط را "جامعه" و "خانواده" برایش نوشته اند. وقتی نامداران یک قوم و پدر و مادر در خانه ، اعمال مذکور را مرتکب شوند ، از نوجوان و جوان چه توقع ؟! "الناس علی دین ملوکهم".
اگر صدای "جهل مقدس" در نطفه ی نوجوانی خفه نشود ، با شخص قد می کشد و این بار در چهره های خوفناک تری ظهور می کند ؛ اگر قبلاً سخن می گفت و تلخی می کرد ، این بار رگ گردنش باد می کند ؛ حمله می کند و آسیب جسمی و روحی می زند ؛ اسید می پاشد و حتی خون می ریزد. به چه جرمی ؟! این که دیگری همرنگ عقاید و سلایق او نیست.
از موهبت بزرگ و کمیاب "آزادی" که بگذریم ، یکی از مهم ترین راه های مبارزه با "جهل مقدس" آموزش "سواد انتقادی" به دانش آموز است که در نوشته ی دیروز همکار گرانقدرم به آن اشاره شده. از سنگین ترین وظایف منِ معلم ، این است که تا حد امکان ، شهروند این جامعه را از "مقلد" ماندن برَهانَم و به "محقق" شدن برسانم ؛ آن چنان که حضرت مولانا فرمود :
از محقق تا مقلد فرق هاست
کاین چو داوود است و آن دیگر صداست
برای سخن پایان به چند جمله ای از فیلمنامه "روز واقعه"ی استاد بهرام بیضایی اشاره میکنم. آن جا که چند مسلمان خود را با یک تازه مسلمان مقایسه می کنند. در همین چند جمله به خوبی می توان چکیده ی سخنمان را دید :
- عمرو : مسلماني ما سه نسل است و از او هيچ.
- زيد : هوه – آري ؛ من از اسلام او بوي تازگي مي شنوم و از مسلماني تو ، تنها بوي غرور جاهلي مي آيد.
- عمرو : [ با تاكيد ] ما شصت ساله مسلمانيم !
- زيد : اين چه تفاخري است كه به ايمان خويش مي كني ؟! كه اگر تو مسلماني از پدر داري ، او اين گنج به رنج خويش يافته است ...

برچسب: نویسنده: حسین رضایی تاريخ: جمعه 26 دی 1399 ساعت: 5:46

صفحه بندی