خرید بک لینک
"سخن" همواره در نزد سخنگویان پارسی مقامی ارجمند و شریف داشته. برای نمونه سعدی در آغاز بوستان ، خداوند را "حکیم سخن" می نامد :

به نام خداوند جان آفرین

حکیم سخن در زبان آفرین

و جایی دیگر "سخن" را یادگار و میراث خود میداند :

سخن ماند از عاقلان یادگار

ز سعدی همین یک سخن گوش دار ...

یا نظامی در مخزن الاسرار ، فصلی را به گرامیداشت سخن اختصاص میدهد و در پایان میگوید :

تا سخن است از سخن آوازه باد

نام نظامی به سخن تازه باد

و در مقایسه ای استادانه ، سخن را بر زر برتری میدهد :

کان (=معدن) سخن ما و زر خویش داشت

هر دو به صراف سخن پیش داشت

کز سخن تازه و زر کهن

گوی چه به ؟ گفت : سخن به ؛ سخن

در کتاب "نبرد من" ، نوشته آدولف هیتلر ، به بخش هایی رسیدم که مرا به یاد ارزش سخن در نزد شعرای پارسی گو انداخت ؛ بخصوص این بیت مولانا :

عالمی را یک سخن ویران کند

روبهان مرده را شیران کند

هیتلر چنین مینویسد :

(( در حقیقت تنها چیزی که توانست مردم را تحریک کند، اثر کلام بود؛ نه مطالبی که بعدها در مطبوعات نوشته شد؛ زیرا کلام دارای اثری است که میلیون ها نسخه کتاب نمیتواند به قدر یک کلام مختصر تاثیر داشته باشد...

... رویه کار ما به این طریق بود. در فاصله دو ساعت سخنرانی بایستی اعتماد و اعتقادات دو میلیون نفر را لگدکوب ساخت و به جای آن عقاید خودمان را نفوذ دهیم تا اینکه بتوانیم قدم به قدم آنان را به صحنه اعتقادات خود نزدیک سازیم...

... این جلسات برای خودم هم فواید زیادی داشت و یکی از نتایج مهم آن برای من این بود که در فن سخنرانی در مقابل جمع مهارت پیدا کردم؛ به طوری که در موقع سخن گفتن، احساساتم گرم میشد؛ جهش های مخصوصی در خود احساس میکردم و به تدریج یاد گرفتم که یک سخنران در مقابل هزاران تماشاچی چه حرکاتی باید به خود بدهد و به چه وسیله میتواند توجه مردم را به سوی خود جلب نماید... )) ( نبرد من ، ترجمه عنایت الله بخشی ، نشر دنیای کتاب ، صص ۳۴۳-۳۶۴)


برچسبها: تاریخ, ادبیات معاصر
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 23:42 توسط محمد سلگی |

برچسب: نویسنده: حسین رضایی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 21:49

صفحه بندی