خرید بک لینک

- گاو (1348) ، داریوش مهرجویی : یکی از نخستین و بهترین آثار اقتباسی سینمای ایران. از داستان چهارم کتاب « عزاداران بَیَل » نوشته ی دکتر غلامحسین ساعدی. با نام بردن از این فیلم موفق ، ناخواسته به یاد بازی تکرارناپذیر استاد عزت الله انتظامی در نقش مش حسن می افتیم.

"

- داش آکل (1350) ، مسعود کیمیایی : داستان کوتاه « داش آکل » از مجموعه ی « سه قطره خون » صادق هدایت. این داستان را باید بارها خواند و مسحور روایت و قلم سحرانگیز آن شد. بدون شک « داش آکل » یکی از بهترین داستان های کوتاه ادبیات ایران است.

برای اینکه داش آکل بر پرده سینما بیاید و همانند داستانش از مخاطب دلبری کند ، هیچ کسی بهتر از مسعود کیمیایی به ذهن نمی آید ؛ کیمیایی که در نوع فکر و سبک نوشتارش شباهت هایی هم به هدایت دارد. کار ارزنده ای که کیمیایی در نوشتن و ساختن داش آکل کرد ، این بود که به اصل داستان هدایت پایبند ماند ؛ ولی خرده داستان ها و دیالوگ هایی به آن افزود که کاملا در راستای داستان بود و از قصه بیرون نمیزد. دیالوگ هایی مثل : مرد وقتی مرده که آزاد باشه یا آدم هر چی داره از پر قنداق داره.

طبیعی است که کیمیایی پس از خلق قهرمانی چون قیصر ، بتواند از پس شخصیت پردازی داش آکل برآید. پس نتیجه اش میشود یکی دیگر از ماندگارترین و درخشان ترین بازی های بهروز وثوقی در فیلمی دیگر از مسعود کیمیایی.

از همین داستان داش آکل هدایت ، در فیلم « چشم هایش » ساخته فرامرز قریبیان ، یک اقتباس دور (الهام گیری) داشتیم که برایندی تحسین برانگیز در پی داشته. هرچند که این فیلم در سینمای ما مهجور مانده ؛ ولی تماشایش و نگاه دوباره اش را به همه سینمادوستان پیشنهاد میکنم.

- تنگسیر (1352) ، امیر نادری : بر پایه رمان « تنگسیر » به قلم صادق چوبک. امیر نادری به متن رمان پایبند است و به مانند کیمیایی ، ساختن قهرمان قصه اش را به بهروز وثوقی در نقش زائر محمد واگذار میکند. او هم بار دیگر هنرش را به رخ می کشد و هنرنمایی دیگری می افزاید به کارنامه پربارش.

"

- شازده احتجاب (1353) ، بهمن فرمان آرا : بر اساس رمان مدرن « شازده احتجاب » اثر هوشنگ گلشیری. فرمان آرا هم مانند امیر نادری کاملا به متن وفادار است و با حذف بعضی رخدادها و دیالوگ های کتاب ، متن رمان را به تصویر می کشد.

- بوف کور (1354) ، کیومرث درم بخش : ناگفته پیداست که از روی رمان نامدار و بین المللی صادق هدایت ساخته شده. تفسیر و تحلیل رمان « بوف کور » کاری بس شگرف و دشوار است ؛ چه رسد به سینمایی کردن آن ! به همین خاطر ، فیلم درم بخش فقط به روایت خط به خط نوشته هدایت پرداخته و اثری کم عمق و سطحی آفریده شده.

داریوش مهرجویی برای فیلم «هامون» از بوف کور تاثیر پذیرفته و توانسته یکی از برترین قهرمان های سینمای ایران - حمید هامون با نقش آفرینی جاودانه شادروان شکیبایی – را بیافریند.

- ناخدا خورشید (1365) ، ناصر تقوایی : همان طور که در تیتراژ فیلم می بینیم ، اثر معروف ناصر تقوایی ، برداشتی است آزاد از رمان « داشتن و نداشتن » ارنست همینگ وی. تقوایی ، رمان بی نظیر ایرج پزشکزاد را هم به سریال نامدار « دایی جان ناپلئون » تبدیل کرده.

- گرداب (1383) ، حسن هدایت : این بار هم مجموعه داستان « سه قطره خون » صادق هدایت و داستانی به نام گرداب. حسن هدایت متن داستان را به فیلم تبدیل کرده ؛ اما فیلمی ناموفق و خسته کننده که بر خلاف داستانش ، پس از یک بار دیدن به فراموشی سپرده می شود.

- پدر آن دیگری (1394) ، یدالله صمدی : بر پایه رمان « پدر آن دیگری » اثر پرینوش صنیعی. فیلمی ساده ، جمع و جور و کم ادعا ؛ اما سربلند و تاثیرگذار. با هنرمندی چشمگیر هنگامه قاضیانی.

"

و چند نمونه دیگر ...

حالا این پرسش پیش می آید که آیا سهم سینمای ما از اقتباس باید همین اندازه باشد ؟! در روزگاری که همه از کمبود داستان و سناریوی ارزشمند و قصه گو می نالند ، چرا دست بدامان ادبیات خودمان نشویم؟! ادبیاتی که هیچ کس از درگاهش دست تهی بازنمیگردد و هرکس به فراخور ظرفیتش ، خوشه چینی و توشه اندوزی میکند.

آثار کلاسیک نظم و نثر ما به کنار ؛ - درباره این این آثار به مطلب (( چنته خالی سینمای ما )) مراجعه فرمایید – چنین رمان هایی را دریابیم :

- کلیدر : جای یک سریال عظیم یا سینمایی چند قسمتی از کتاب سترگ محمود دولت آبادی بزرگ ، واقعا خالی است. همایون باد بخت بازیگری که بتواند به گل محمد جان بخشد و مصورش کند. ( شاید حمید فرخ نژاد عزیز بهترین گزینه باشد )

و هم چنین دیگر اثر دولت آبادی : جای خالی سلوچ.

"

- سووشون : خلق شده به دستان توانمند سیمین دانشور. حتما یوسف و زری در عالم سینما ، زوجی ماندگار خواهند شد.

- چشم هایش : بزرگ علوی. داستان استاد ماکان و فرنگیس ، کششی سینمایی و قصه آفرین دارد.

- شوهر آهوخانم : نوشته علی محمّد افغانی. سر پر سودای سید میران و کشمکش های آهو و هما را میتوان هنرمندانه به تصویر کشید تا برای مخاطب جذاب باشد.

فراموش نکنیم برای جان تازه بخشیدن به سینما یا تلویزیون ، یک راه ثابت شده و قطعی وجود دارد و آن روی آوردن به گلستان پرنقش و نگار ادبیات و گونه ی اقتباس است ؛ چه زیبا فرموده وحشی بافقی :

اقتباس نور اگر از پرتو رایت کند

تا ابد منفک نگردد روشنایی از شرار


برچسبها: سینما, اقتباس

برچسب: نویسنده: حسین رضایی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 21:49

صفحه بندی